دست نوشته : وقتی بارها و بارها در "دریای زندگیه" خودت غرق شوی، دیگر یادت میرود که شش داشتی، یا آبشش !!!
و اگر چند دلیل باشد که ما آدم ها،شاهکار خلقت باشیم، یکی شان "سادگی و پیچیدگی" است...
گاهی با یک لبخند چنان "
خر" می شویم ، گویی جهان با ماست!
لحظه ای شادم، لحظه ای بعد غمگین ... تفاوت در لحظه های من نیست، این منم که گاهی ساده ام، گاه پیچیده!
از دوردست ، ما انسان ها چقدر ساده ایم ... کافیست جای خدا باشی و با یک تلسکوپ هر روز نگاهمان کنی!مثل حشرات می لولیم! راه میرویم، می خوریم،حرف می زنیم ...شب که شب شد، می خوابیم!!!!
و وای بر حال همان خدایی که دوباره به جایگاه سابقش فرود بیاید. رگ گردن .
آن وقت میفهمد که انسان ، فقط نمی خورد، فقط راه نمی رود، و شب که شد ... ادای خوابیدن را در می آورد .
تو چه آفریدی ؟