نوشته ی خلاصه شده ی ۱ :از کتاب تفسیر موضوعی منشور جاوید: "پدر، شیطان را پرستش مکن، شیطان برای خدا فردی نافرمان است. پدر جان!! من از آن می ترسم که عذابی از جانب خدا به تو رسد و تو همنشین شیطان شوی (قرآن کریم،سوره مریم،۴۴-۴۵)
... منطق قوی و نیرومند ابراهیم به گوش "آزر" فرو نرفت و در جلوگیری از بت پرستی وی موثر نیفتاد و به جای فکر و اندیشه در گفتار ابراهیم، وی را تهدید به رجم کرد و این شیوه ی مستمر جاهلان با متفکران و مصلحان است. " (ایت الله جعفر سبحانی)
نوشته ی خلاصه شده ی ۲ : ابراهیم مسئله ی مرگ و زندگی را پیش کشید. نمرود گفت من نیز زنده می کنم و می میرانم،در تاریخ آمده است که نمرود دو زندانی را آورد و سپس یکی را بخشود و دیگری را کشت . در ادامه قرآن چیزی از جواب ابراهیم ذکر نکرده (اگر جوابی باشد) و جالبتر از همه توجیه و به قولی "تفسیر" !!! مراجع این گونه است: شاید پایه ی فهم حاضران آماده ی درک پاسخ ابراهیم نبوده!
سپس ابراهیم گفتار خود را به گونه ای دیگر آغاز کرد:پروردگار من، کردگار این جهان است که خورشید را از طرف مشرق بیرون می آورد، اگر تو واقعا رب این جهان هستی کار بر خلاف آن انجام ده (از مغرب بیاور)
دست نوشته : غرض از این دست نوشته ها، نه نفی حتی جزئی از قرآن و نه رد جنبه ی تاریخی آن است،بلکه طرح این سوال ساده است: چرا سال هاست اصرار می ورزیم بر اینکه آیات قران "تاریخ مصرف" ندارند؟؟؟
برای اثبات وجود خدا و نفی بت پرستی، محمد زیباتر سخن گفت یا عیسی؟؟ عیسی یا ابراهیم ؟؟
سیر تاریخی بشر و رشد کلامی-بیانی جوامع، تنها دلیلی است که با قاطعیت می گوییم دعوت محمد شیرینتر و کاملتر از دعوت ابراهیم به همان دین است. این طور نیست که محمد پارتی بیشتری داشته باشد
با انباشته شدن تاریخ روی هم و گذشت زمان، شعور و درک بشر هم انباشته می شود و با قاطعیت می توان گفت استدلالی که یک فیلسوف و دین پژوه در عصر حاضر برای اثبات وجود خدا می آورد به مراتب زیباتر و محکم تر از استدلال محمد و ابراهیم و ... است. به همین دلیل درکی که انسان های فرهیخته ی آینده از انسان و خالق دارند، چندین مرحله جلوتر از درک امروزه ی ماست.
حال چرا هنوز باید به بعضی آیات کهنه شده ی قرآن رجوع کنیم، در حالی که بعضی از آن ها دیگر خنده دار شده... آیه ی ۴۵ سوره ی مریم دعوت ابراهیم به یکتا پرستی است، حقیقتا این دعوت نشانه ای از منطق قوی! و نیرومند! در خود دارد؟؟ و همین طور مناظره اش با نمرود...
آیا باید داستان های قرآنی را صرفا یک نمایشنامه بینیم، و یا این داستان ها را یک واقعه ی تاریخی در نظر بگیریم که از یک نسل به نسلی دیگر منتقل شده و در آخر به سینه ی گوینده ی قرآن رسیده...
آیا این داستان ها جنبه ی تاریخی دارند یا نه ؟؟
وب نوشته ها : خدایا! چطور باهات درددل کنم؛ وقتی که میبینم قضیه یوسف و زلیخا رو فوری تو کتابت نوشتی تا همه بخونن!؟ (از فیس بوک امید ۲۰)
وب نوشته ها : خلاصه توضیح المسایل، هرچی که حال میده و خوشت میاد حرام است (فیس بوک امید ۲۰)