دست نوشته : نمی دونم تا حالا با خودتون فکر کردین چرا شیراز شاعر های خوبی داره یا نه؟ البته اگه فکر می کردین خیلی به نتیجه ای نمی رسیدین... به خاطر اینکه حتما و الزاما باید ور دست این شیرازی ها باشین تا بفهمین قضیه چیه... دلیل اولش این لهجه ی بسیار شیرین ایشان هست... خوراک مسخره کردنه این لهجشون

دلیل دوم هم اونجای گشادشون هست!!! ماشالله روز ها که تا ساعت 12 مشغول به فریضه ی الهی خواب هستند، ساعت 12 به بعد که دیگه ظهر شده، پس ناهار می خورن ! بعد از ناهار چی می چسبه؟ معلومه دیگه: یه چرت درست حسابی... بعدشم که ساعت 5 عصر شد، میرن مغازه ها رو باز می کنن...
پس فکر کردین این حافظ و سعدی چطوری شعر در می کردن؟؟ تا 12 که خواب بودن (ساعت 12 اون زمان خیلی بود)، بعشم یه تکونی به باسن مبارک می دن و شروع می کنن به شعر در کردن!!!

این قضیه شده اوضاع ما، گشادی شیرازی ها به ما هم سرایت کرده! صبح ها کلاس که نمی رم هیچ، تا 12 هم خوابم...
ولی جدا از این حرف ها، همیشه فکر می کردم همه ی شهر ها عقب مونده ان به جز تهرانی ها... اصلا دوست نداشتم در آینده در هیچ شهری زندگی کنم به جز تهران... ولی واقعا الان شیرازو دوست دارم،قربون اون گشادیشون برم !!!

پی نوشته : دیشب با رفیقم رفتیم یه دوری اطراف خوابگاه زدیم، یه عکس گرفتیم و یه سیگاری هم روشن کردیم... خیلی حال داد، مخصوصا وقتی که شهر زیر پاته، هایده از "مینای دل" می خونه  و خدا خوش حال تر از همیشه است!

پی نوشته دوم : یه عکس هم گذاشتم اگه شیرازی نیستین، زحمت بکشین و روش کلیک کنین!! (عکس رفیقمه)

وب نوشته : چی و چی وچی سعدیا
بیت دومش هم یادم نیست!
به اندازه شناختی که خیلی از ماها از سعدی داریم!  سالروز گرامیداشتش مبارک (فیس بوک ابطحی)

وب نوشته : جناب آقای حضرت نوح (ع)،با سلام و احترام، اینجانبان حاضریم در محضر خداوند متعال سوگند یاد کنیم که شما گفتید کشتی ساعت 5 بعد از ظهر حرکت می کند!!
ارادتمند شما، امضا: (( جمعی از تک شاخها )) !