اعلامیه : تحت تعقیب
طنز نوشته : ای ملت غیور، ای کرد ها، ای لرها، ای اصفهانی ها ای شیرازی ها ، به پا خیزید (شیرازی های عزیز اگه حال ندارن می تونن سر جاشون بشینن!)بشتابید که سوژه ی مورد نظر گم شده است... بدبخت شدیم رفت، دیگه رییس جمهور نداریم که بهش بخندیم!!
تو رو خدا یکی اینو پیداش کنه، به اولین نفری که فرد مذکور رو پیدا کنه ۱۲ دلار ناقابل عطا خواهد شد.
مشخصات: ریش های تیغ تیغی (مواظب باشید تیغ هایش را به سمت شما پرتاب نکند)
۶ سال است که حمام نرفته
تیک می زند
اگر از واژه ی "بگم؟" استفاده کرد، بی خیال این ۱۲ دلار بشید و دست زن و بچه رو بگیرید و سریعا از اون منطقه خارج بشید.
نوشته شده در پی "قهر کردن احمدی نژاد و غیبت در جلسان هیئت دولت"
وب نوشته : و این پایان اقتدار یک حکومت است که رییس جمهورش بزرگترین ادعا ها را هم بکند و در مهمترین کنفرانس های خبری اظهار نظر کند، مردمش نه تنها برای گفته هایش ارزش پاسخگویی هم قائل نمی شوند بلکه چندی است دیگر جوک هم برای اظهارات رییس دولت شان نمی سازند. بی شک برای احمدی نژادی که همیشه در مرکز توجه بودن را می پسندید و برای همین با جنجال های رسانه ای در صدر می نشست تحمل این روند دشوار خواهد بود و شاید باید منتظر این بود که او همانند گذشته دست به کاری عجیب و غریب بزند تا بار دیگر خود را صدر نشین خبرها کند. او از محو شدن و نادیده گرفته شدن لذت نمی برد. ترجیح می دهد مورد طنز و طعنه قرار بگیرد اما دیده شود. فقط او نیست که چنین بیماری دارد……. (از سایت مسیح علی نژاد)
دست نوشته : شبكه سه،كارشناس خانواده : دختر خانوم هایی كه بختشون باز نیست و موفق به ازدواج نشدن میتونن هر شب نماز جعفر طیار خونده سپس به سجده رفته و 1000 بار...
*این همون كارشناسیه كه دفعه قبل راجع به شرایط صحیح زمان بچه دار شدن صحبت كرده بود![]()
![]()
نکته ۱: با کمی تقلید و تلخیص از وبلاگ مجید شر، دوستان به دو دسته ی همراه و همدل تقسیم شدند. اون هایی که همدل هستند از امکانات ویژه ای مثل جکوزی و سونا و ماساژ توسط دافی برخوردار هستند. دوستان همراه برن "گردو شکستم" بازی کنند![]()
نکته ۲: پست قبلی صرفا یه شوخی با شیرازی ها بود. من خودم عاشق شهر شیراز و عاشق مردم خوبش هستم،زیاد جو گیر نشین
دست نوشته : قدیم ها که دیگه خیلی پول داشتیم، ذوق زده می شدیم با بچه ها می رفتیم مغازه، هر کدوم یه دونه کیک از این ۵۰ تومنی ها، با یه دونه نوشابه ی شیشه ای که اون هم ۵۰ تومن بود می خریدیم، طبق معمول من مشکی ور می داشتم... هیجان انگیز ترین قسمتش هم اونجایی بود که باید کله هامون رو می کردیم تو یخچال و هر کدوم یه دونه شیشه ور می داشتیم... بازم طبق معمول من دستمو می بردم ته یخچال و آخرین نوشابه ی مشکلی زم زم رو بر می داشتم... خنک خنک بود
دست نوشته : سلام و علیکم و رحمت الله و برکاته... خداوندا، به این بنده ی حقیرت قدرتی عطا کن که توان به پایان رساندن این دست نوشته ی سنگین و طاقت فرسا را داشته باشد.
همون طور که در شکل ملاحظه می فرمایید: ما چند تا عدد داریم:
دست نوشته، اول: تلویزیون رو روشن می کنم،سریال داره... زن با شوهر میاد تو خونه، در حالی که زن مانتو رنگی خیلی خوشگل و یک روسری رنگی خیلی خوشگل پوشیده... شوهر میگه ، هیچ جا مثل خونه ی آدم نمیشه، مگه نه... زن می گه خیلی خسته ام، میرم بخوابم... صحنه بعد مرد و زن لباس هاشون رو عوض کردن، برای خواب.... زنه یه مانتو دیگه پوشیده، با یه شال خیلی خوشگل دیگه! هر دو سرشون رو روی بالش می زارن، زنه هنوز شال داره... چراغ ها خاموش میشه، سریال ادامه داره...
از قضا وسط این قافله یه امام زاده هم بود که سرما خورده بود!!! (از شانس گند ما)
فرض کنید یه نفر آدم باشه، دانشجو هم باشه، تو ایران هم باشه، ولی به اینترنت دسترسی نداشته باشه، اون موقع میشه مثل من، که تو کشوری زندگی می کنه که برای دسترسی به اینترنت مجبوره به امام زاده ها توکل کنه
در همین راستا! به درختی برخورد کردم که به تابلویی آغشته بود!


هر جا بحث چشم چرونی میشه
، یاد آقایون محترم می افتیم که دار حال زومینگ (فرهنگ لغت وب: زومینگ عبارت است از ، تمام جوانب و اعضای درونی و برونی بانوی محترم را مورد بررسی قرار دادن، مطابق شکل)
) به گناه می افتن!
فرا رسدین روز مبارک قدس رو به تمام قدسیان عزیز و قدس دوستان و قدسیه ها و کلا هرچی به قدس و ق د س ربط داره تبریک میگم.
، که روزه فردا به هممون واجب شد.
به خال لبم گرفتار بشن! (البته این خال از نوع تب کرده اش است)

چه کنم با دل تنها؟
، گفتم هر از چند گاهی بیام یه دستی به قلم الکترونیکی بکشم، فعلا حال و حوصله ی مطالب سهمگین تخصصی ندارم، اولش قصدم این بود این وبلاگ رو یه جورایی آموزشی کنم، البته الان هم آموزشیه ها ولی فعلا آموزش هاش، چیزی به آدم یاد نمیده (البته فعلا)!!!
نتایج اخلاقی: هر ایرانی یک ورزشکار!